مطلب قبلی زیادی فیزیکی شد. اما حرف اینه که پدیدههای مختلف موجود در جهان همه وابسته به هم هستند و وجود همهی موجودات همانند تار و پود یک قالی در هم تنیده شده است.
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
در فیزیک کوانتوم علم و عرفان در هم تنیده میشود و "یک" مجموعه واحد را تشکیل میدهند. نیلز بوهر که نظریات پایهای و مهم فیزیک کوانتوم متعلق به وی است، فرضیهی خود را از عرفان شرق الهام گرفته است. در فلسفهی چینی تائو، واقعیت عبارت است از یک فرآیند تغییر مداوم و پیوسته. یعنی تمام پدیدههایی که مشاهده میکنیم یک فرآیند تغییر مداوم هستند که مرتب بین دو قطب حرکت میکنند. این دو قطب ئین و ینگ هستند. اعتقاد بر آن است که ئین پس از رسیدن به اوج خود کم کم عقب میرود و دوران را به دست ینگ میسپارد و ینگ هم به همین صورت کار میکند. آنچه اهمیت دارد این است که نه تنها هیچیک از دو قطب فوق بر دیگری برتری ندارد بلکه هیچکدام به خودی خود نمیتوانند موجودیت داشته باشند. در حقیقت این دو قطب تنها دو حد تغییرات واحد در یک فرآیند واحد(یک) هستند.
تمام کائنات نمودی از یک نوسان دائم و تدریجی بین این دو قطب است. الگوی خاصی که برای نشان دادن اصطلاح ئین-ینگ به کار میرود در شکل زیر نشان داده شده است:

این دو قطب به نظرم خیلی از پدیدههای اطرافمان را میتواند به یادمان بیاورد. اینطور نیست؟
مرگ و حیات، غم و شادی، داشتن و نداشتن،شب و روز و ...
اینها همه یعنی همهی جهان یک مجموعه واحد است. همانند تصاویر هولوگرام. خاصیتی که این تصاویر دارند این است که اگر آنرا به هزار قطعه تقسیم کنیم و یکی از قطعات را از نزدیک نگاه کنیم، همان تصویر کلی که از به هم پیوسته بودن قطعات حاصل میشد باز هم دیده میشود! یعنی آفتابی در دل هر ذرهای. یعنی هر جزء این جهان نمودی از کل عظمت جهان هستی است. یعنی همه چیز در این جهان عظمتی به بزرگی همهی دنیا دارد.
در هر فلکی مردمکی میبینم هر مردمکی را فلکی میبینم
ای احوال اگر یکی دو میبینی تو بر عکس تو من دو را یکی میبینم
(شگفت از اندیشههای پرعظمت مولانا)
آشنایی با این مباحث برای من بسیار دگرگون کنند بود و بخشی بزرگی از این دگرگونی را وامدار نظریات تکان دهنده و جالب مسعود ناصری هستم در کتابهای بسیار ارزشمندش "یک" و "صفر" که اولی را در بخش کتابخانه شخصی معرفی کردهام و مطالب مربوط به ئین-ینگ را که در بالا آوردم مستقیم از کتاب ایشان نقل کردم.
به نظر من دیدگاه کل نگر رمز تحولات بزرگ آینده در همهی زمینه هاست. از پزشکی و علوم انسانی گرفته تا مهندسی. دربارهی کل نگری و ارتباط آن با مباحث مختلف انشاء الله در دفعات بعدی بیشتر مینویسم.
اگر دربارهی مطالب نظری دارید حتما برایم بنویسید. بسیار خوشحال خواهم شد.