چند شب پیش در حال گشتن در کارتون کتابها و کاغذهای قدیمی بودم تا به درد نخورهایش را دور بریزم. در همین حال بود که کتاب گیاهشناسی شریعتی به چشمم آمد و حسابی ذوق زده شدم. این کتاب من را به خاطرات دور و شیرین دوران کودکی برد. زمانی که هنوز سواد نداشتم (هرچند الان هم خیلی فرقی نکردهام!) و مادرم با حوصله بارها و بارها این کتاب را برایم میخواند و من بعد از خواندن او بارها و بارها کتاب را ورق میزدم و عکسهایش را تماشا میکردم.
نویسنده در این کتاب دربارهی معلم کلاس پنجمش صحبت میکند. معلمی که توی یک عالمه "صفر" همانند "یک" بود.

کتاب شیرین و بسیار اثرگذاری است. به ویژه یک بخش آن از بچگی تا به حال بهصورت خیلی پررنگی در ذهنم مانده است: "بعضیها هیکلهایی گندهاند اما روحشان کوچک است، تنشان فیل است و فکرشان گنجشک..."
