تبليغاتX
یک - 119- پروردگارا، برهان اسیران را...

پارسال همین موقع‌ها بود که به مناسبت رمضان مطلب زیر را نوشتم:

چند خوردی چرب و شیرین از طعام

اگر از پارسال خواننده‌ام نبوده‌اید دعوت می‌کنم که بخوانید. در همان موقع بحثهای جالبی درباره‌ی آن مطلب شد از جمله با یکی از دوستان که اصولن منتقد دین است. هرچه بود گذشت اما امسال به عنوان یک فردی که سعی می‌کند "مومن" باشد در برابر آن دوست و امثال وی خجالت زده‌ام وقتی می‌بینم که عده‌ای به نام دین چه کارها که نمی‌کنند. دوست دارم که بخوانم: "ربنا لا تزع قلوبنا بعد ان هدیتنا...". انگار گاهی ما مدعیان ایمان حسابی به خود غره می‌شویم و جای خود را در بهشت آماده می‌بینیم و لذا به خود حق می‌دهیم هر غلطی که خواستیم بکنیم (ضمیر افعال شخصی است و به اینجانب بر می‌گردد و به دیگر برادران مومن و نورانی برنخورد لطفن).

البته این "ربنا" نکته‌ای دیگر را هم به یادم می‌آورد و آن اینکه نخبگان هیچگاه توسط پخمگان به‌صورت دائمی حذف نخواهند شد حتا اگر صدایشان به گوش‌ها نرسد...

و در پایان دوست دارم فرازهایی از این دعای دوست داشتنی را با زاری بخوانم که:

اللهم فک کل اسیر، اللهم رد کل غریب...

پروردگارا اسیران و آنهایی که در بند هستند را آزاد کن و انسان‌های غریب و تنها را به دیار آشنایشان بازگردان. پروردگارا اما قبل از آن اسیرانِ  بند شهوت‌ِ قدرت و ثروت را آزاد کن تا آزادی دیگران را به پای امیال خویش ذبح نکنند.

اللهم اشف کل مریض...

پروردگارا همه‌ی مریضان را شفا بده. به ویژه مریضان جنسی را. اگر هم قابل شفا نیستند عاجزانه خواهشمندم نگذار در مشاغل مهم قرار بگیرند و بر ناموس ملت مسلط شوند!

اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین...

خدایا، قربونت برم، پدر و مادری تو را نیست که به ایشان قسمت دهم و یکتا و بی‌همتایی، ولی جون هرکی که می‌شه قسم خورد خواهش می‌کنم این یکی رو اجابت کن.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03ساعت 23:19 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share