تبليغاتX
یک - 101- توسعه‌ی پایدار یا توسعه‌ی بزغاله‌ای؟

در مطلب قبلی که دو کلمه حرف جدی هم داشت به بحث توسعه پایدار اشاره کرده بودم. با توجه به نظراتی که دوستان نوشتند برآن شدم تا در یک مطلب جداگانه به‌صورت کوتاه به آن بپردازم. توسعه‌ی پایدار (sustainable development) مفهومی شناخته شده‌است و به نوعی از مدل توسعه اشاره دارد که پایدار و متوازن باشد و جنبه‌های فنی، انسانی و اجتماعی و زیست محیطی را با هم دربر بگیرد. یعنی نیازهای نسل فعلی را به نوعی برآورده کنیم که باعث ناتوانی نسل‌های آینده در برآوردن نیازهایشان نشود و در واقع منابع طبیعی که در اختیار داریم را فرسوده نکنیم. و یا به بیانی زیباتر:

"توسعه پایدار یعنی مدیریت مطالبات جامعه بدون فرسودن منابع حیاتی.در توسعه پایدار، انسان مركز توجه است و انسانها، هماهنگ با طبیعت، سزاوار حیاتی توأم با سلامت و سازندگی هستند." (کمیته ملی توسعه‌ی پایدار)

مثلن بنده به عنوان یک مهندس عمران توجه داشته باشم که تخریب گسترده‌ی محیط زیست برای ساختن ساختمان و جاده باعث پیشرفت و رفاه بیشتر نمی‌شود و نه تنها در دراز مدت، که حتا در کوتاه مدت و میان مدت نیز عوارض مخرب آن آشکار خواهد گشت و علاوه بر به خطرافتادن منافع و نیازهای نسل آینده، بر سلامت جسم و روح نسل فعلی نیز اثر خواهد گذاشت. یا این نکته را باید در نظر داشته باشم که در انجام یک ساخت و ساز باید از منابع موجود استفاده‌ی بهینه شود. مثلن برای راحتی کار خودم چندبرابر فولاد و بتن مورد نیاز را در یک پروژه در نظر نگیرم. این قضیه دو بعد دارد. یکی همان صرفه‌جویی در منابع محدودیست که در اختیار داریم، دیگری اثرات اجتماعی و اقتصادی آن است. جریانی که می‌خواهم تعریف کنم البته کمی از موضوع اصلی دور است ولی قابل توجه است. دکتر رضا رازانی۱  از اساتید با سابقه و مشهور دانشگاه شیراز است و نامش در فهرست کمیته‌ی آیین نامه‌ی زلزله‌ی 2800 نیز به چشم می‌خورد. این استاد عزیز و ارجمند که اصلیتش بروجردی است تعریف می‌کرد که بعد از زلزله‌ی بروجرد و در راستای بازسازی شهر با سیستم سازه‌ای مناسب، طرح‌های ساختمانی را در اختیار مردم قرار دادند تا براساس آن ساختمان‌هایشان را از نو بسازند. اما از آنجاکه این طرح‌ها بهینه نبود و بی‌جهت مقادیر زیادی فولاد و بتن در آن‌ها استفاده شده بود، هزینه‌ی ساختمان سازی‌ها بالا رفت و خیلی‌ها بعد از اینکه پی ساختمان و اسکلت را بنا کردند پولشان تمام شد و نتوانستند کار را تمام کنند و به همین جهت اکنون در بروجرد تعداد زیادی ساختمان در مرحله‌ی اسکلت برای فروش موجود است و می‌توان با قیمت پایین خریداری کرد.

اما در نقطه‌ی مقابل توسعه‌ی پایدار، توسعه‌ی ناپایدار و غیرمتوازن است که اینجانب نام آن‌را "توسعه‌ی بزغاله‌ای"۲ می‌گذارم. نظیر فاجعه‌ای که در دریاچه‌ی پریشان رخ داده است و یا فاجعه‌ی زیست محیطی که در عسلویه در حال وقوع است و استاد کهرم نام آن‌را "چرنوبیل"3 ایران گذاشته‌است. یعنی بنده که ادعای مهندسی‌ام گوش فلک را کر کرده‌است به جای اینکه دیدم از مهندسی و وظایف آن "مشارکت در ایجاد زندگی بهتر برای انسان‌ها" باشد، به گونه‌ای ضعیف و محدود دنیا را می‌بینم. و در یک کلام:

همانگونه که معتقدم ریاضیات باید در همه‌ی رشته‌ها از جمله ادبیات و هنر و پزشکی به‌صورت اصولی و کاربردی آموزش داده شود، معتقد هستم که یک مهندس نیز باید از هنر و ادبیات و در یک کلام عشق سردر بیاورد. مهندسی که توجه به محیط زیست و طبیعت را "سوسول بازی" می‌داند شایسته‌ی این شغل و عنوان نیست. من برای مجتبا، مکانیک خوش اخلاقی که در زمان بیکاری اشعار سعدی را می‌خواند ارزش اجتماعی بسیار بالاتری نسبت به چنین دکتر و مهندس‌هایی قایل هستم.

پی‌نوشت:

۱) انسانی بسیار وارسته و عزیز که به زودی درباره‌اش مطلبی خواهم نوشت.

۲) آدم‌های کم سوادی مانند من فکر می‌کنند با گفتن حرف‌های بی مفهوم یا مسخره یا ابداعات سبک می‌توانند برای خودشان اسم و رسمی ایجاد کرده و اثری در دنیا بگذارنند. در حالیکه غافلم آنها که در دنیا اثر گذاشته‌اند حتا اثراتی مخرب و ناگوار همچون هیتلر، باز از نظر شخصی دارای ویژگی‌های ممتاز و کمالاتی بوده‌اند.

3) معروف‌تر از این است که توضیح بخواهد: نیروگاهی اتمی در شمال روسیه که به دلیل لش بازی مسولین پوکید! و فاجعه‌ی گسترده‌ای را به بار آورد.

(با یک جستجوی ساده در اینترنت انبوهی از مطالب درباره‌ی مفهوم و مصادیق توسعه‌ی پایدار به دست خواهد آمد)

پیوند مطلب در بالاترین

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12ساعت 21:5 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share